خراسان ما
خراسان ما

امام موسی صدر در تعامل با جریان‌ها نگاه صنفی نداشت

امام موسی صدر در تعامل با جریان‌ها نگاه صنفی نداشت

امام موسی صدر نگاه صنفی از بالا به پایین نداشتبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محسن مدیرشانهچی، استادعلوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد در همایش بازخوانی الگوی مدیریت اجتماعی امام موسی صدر با عنوان «گفتگو-مدارا-همزیستی» که در تالار شهر مشهد برگزار شد، اظهار کرد: در سالهای اخیر همایشها و کنفرانسها به دلیل مشکلات مالی و مسائل دیگر کم شده اما به جای آن مراسم یا آیینهایی به نام بزرگداشت و تجلیل برگزار می‎شود که شاید قریب به اتفاق آنها زاید باشد و وجه خاصی در این تجلیلها دیده نشود، به همین دلیل بیشتر کلیات مطرح میشود.

وی افزود: امروز ما اینجا گرد هم آمدیم تا در باب شخصیت روحانی امام موسی صدر صحبت کنیم که اگر در مورد بسیاری از افراد حتی یک مجلس هم جا نداشته باشد، در مورد ایشان شاید دهها مجلس جا داشته باشد و در هر کدام میتواند به یکی از وجوه شخصیت ایشان پرداخته شود.

مدیرشانهچی در خصوص جامعیت شخصیت امام موسی صدر، گفت: امام موسی صدر از نخستین روحانیونی بود که وارد دانشگاه شد. در زمان ایشان و بعد از ایشان افراد دیگری وارد دانشگاه شدند. این دو وجه شخصیت روحانی و دانشگاهی بسیار کم کنار هم دیده میشد. ایشان به عنوان طلبهای که در قم و نجف و دانشجویی که در دانشگاه تهران تحصیل میکردند از معدود کسانی بودند که جامعیت علمی را در حوزه‎های گوناکون به دست آوردند. امام موسی صدر یک مبارز و فعال سیاسی و تشکیلاتی بود و با بسیاری از تشکلهای سیاسی در داخل و خارج ارتباط داشت.

استاد دانشگاه آزاد مشهد با بیان اینکه امام موسی صدر یک فعال اجتماعی بود و به فعالیتهای خیره و عامالمنفعه ورود کرد، گفت: ایشان مدیر بزرگی بود که مدیریت او در عرصه‎های گوناگون یکی از ویژگیهای برجسته شخصیت او محسوب می‎شد. در مدرسهسازی در لبنان نیز کارهای بزرگی انجام داد. در آشتی و ارتباطات یک عالم اخلاق، نویسنده و نظریهپرداز بود. امام موسی صدر همزمان با تودهها و نخبگان و روشنفکران ارتباط داشتند.

وی ادامه داد: عمر امام موسی صدر نیم قرن بیشتر نبود، در سال ۱۳۰۷ به دنیا آمد و در سال ۱۳۵۷ پس از نیم سده این دوران به پایان رسید. از این دوران حدود ۳۰ سال در ایران بود که در سال ۱۳۳۸ به لبنان سفر کرد و ۲۰ سال از عمر او در لبنان گذشت. ما معمولا بیشتر در همین ۲۰ سال دوم او را میشناسیم.

مدیرشانه‎چی با اشاره به اینکه دو جریان فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در صد سال اخیر در ایران شکل گرفت، تصریح کرد: این دو جریان از اواسط عصر قاجار ایجاد شد و در اواخر آن کاملاً تبلور پیدا کرد. جامعه ایران به دو جریان و جناح تبدیل شده بود که در آن نیروهای مذهبی و غیرمذهبی و روحانیون و غیر روحانیون حضور داشتند و دو قرائت و تفسیر از اسلام و تمام عرصهها و ساحات حیات سیاسی و اجتماعی در آنها دیده میشد.

این استاد دانشگاه آزاد مشهد بیان کرد: یک جریان، جریان مخالفان مشروطه بود. طرفداران حکومت مطلقه فردی و به شکلی بخشی از جریان سنتی و محافظهکار که از وضعیت پیشین و مبتنی بر استبداد دفاع میکردند و در مقابل هر حرکتی می‎ایستادند. نگاهی صنفی و نابرابری داشتند، بحث تصویر از جامعه به عنوان رعایا و وظیفه آنها یعنی اطاعت و تبعیت مطرح بود که برای آنها حقوقی قایل نمیشدند. نگاه یک‎سویه‎ای داشتند. این جریان تا دورههای ادامه پیدا کرد.

وی اضافه کرد: جریان دیگر آزادیخواهان، عدالتجویان و مشروطهطلبان بودند. دو جریان و اردو در برابر هم بودند که هر کدام در عین برخی تعاملات، برخی تخاصمات از منظر فکری، برداشتها و رویکردها نسبت به رابطه، تعامل با مردم، حقوق و مسائل شهروندی داشتند. این جریان در مشروطهخواهی و بعد از آن در جریان نهضت ملی ایران و ملی شدن نفت ادامه پیدا کرد. این دو جریان و نگاه را در حرکتهای اسلامی و سایر حرکتها میبینیم.

مدیرشانه‎چی بیان کرد: جریان دوم در نهصت ملی شدن نفت و جبهه ملی ایران دیده میشد که در برخی علما که با دکتر مصدق و جبهه ملی همراهی و همسویی داشتند، ریشه داشت. در دهههای قبل از آن در همین زمان مراجع ثلاثه دیگری چون مرحوم حجت، مرحوم خوانساری و مرحوم سید صدرالدین صدر پدر امام موسی صدر بودند که به حلیت این حرکت و همراهی با نهضت ملی شدن نفت حکم دادند و در کنار این جریان ماندند. جریانی که با تعابیر امروز به میانهروی، اعتدال و مدارا معتقد بود و در این مسیر حرکت میکرد.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد افزود: این جریان تا انقلاب ادامه پیدا کرد. در شورای انقلاب در عین تفاوتها و اختلافات، تعاملها و تفاهماتی نیز وجود داشت. دو جریان در شورای انقلاب در بین اعضا با توازن دیده میشود که در حزب جمهوری اسلامی متجلی شدند و نام آن با نام نظام عجین شد، بعد به تدریح در سال ۶۰ و تا مدتی در همین دهه به جریان اصلی تبدیل شدند. این جریان در برابر جریان دیگری قرار داشت.

وی ادامه داد: جریان دیگر جریان مقاوم در شورای انقلاب و ادامه خط جبهه ملی و نهضت مقاومت ملی و نهایتا نهضت آزادی ایران بود. امام موسی صدر به لحاظ فکری، فرهنگی، سیاسی و تشکیلاتی در داخل و خارج از کشور به جریان دوم تعلق داشت.

مدیرشانه‎چی با بیان اینکه امام موسی صدر از زمره روحانیونی بود که به هیچ وجه در تعامل با تمام جریانها نگاه صنفی و عمودی از بالا به پایین نداشت، عنوان کرد: در لبنان صحنه رقابتی شکل گرفت که انتقال رقابتهای سیاسی و تشکیلاتی دهههای مختلف از ایران به لبنان بود. در لبنان علاوه بر امام موسی صدر و همراهان ایشان که از نهضت آزادی بودند، جریان دیگری نیز حضور داشت که مربوط به جلال فارسی و همفکران و همنوعان او بود.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد اضافه کرد: این دو جریان نماد تعاملات، مناقشات و تنشهای سیاسی قریب یک صد سال اخیر ایران به خصوص در چند دهه اخیر بودند که به لبنان هم منتقل شدند. جلال فارسی اخیراً بیان کرد که حق امام موسی صدر بود که به قتل برسد و اگر قذافی او را به قتل نمیرساند، ما خودمان به قتل میرساندیم.

وی خاطرنشان کرد: بسیاری از استادان ایشان در قم و نجف از جمله پدرشان به جریان دوم تعلق داشتند. از جمله دوستان و همراهان ایشان در ایران و خارج، صالحی نجف آبادی، عبدالجلیل جلیلی، خواهرزاده ایشان سیدصادق طباطبایی، شبیری زنجانی و دیگران بودند. بیشتر دوستان ایشان از غیر روحانیون بودند که نشان میدهد نگاه صنفی در ایشان دیده نمیشد. امام موسی صدر سفرهای بسیاری به خاورمیانه کرد و از ارتباط با پادشاهان، مذاهب گوناگون و فرق گوناگون اسلام ابایی نداشت.

مدیرشانه‎چی بیان کرد: یک نوع برابریخواهی، وحدت و اتحاد وجود داشت که به معنای تفرق نبود، تعاملی که در یک جامعه متکثر همچون لبنان میتواند امام موسی صدر را به عنوان یک روحانی، فقیه و مجتهد شیعی در جایگاهی قرار دهد که به عنوان میانجی مورد احترام تمام جریان‎ها باشد، این نماد بسیار شاخص و بارزی از مدارا و میانهروی است که در یک خط تاریخی در لبنان و جوامع دیگر دیده شده، به محاق رفته و تحتالشعاع جریان افراطی‎گری که در خاورمیانه در بین اهل سنت و شیعیان جریان قالبی شده، قرار گرفته است.

این استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد مشهد در خصوص مثالها و نظیرهایی برای شخصیت امام موسی صدر، تصریح کرد: افرادی که سفر، جامعیت، شناخت، اشراف و جهان‎بینی ایشان را داشته باشند افرادی چون سید همتالدین شهرستانی و قبل از آن سیدجمالالدین اسدآبادی هستند. در گذشته بسیار پیش‎تر نیز شخصیتی چون سید علی همدانی که نماد گفتگو، تعامل، دوستی، انسانیت و تعامل بین ادیان و مذاهب و فرهنگهای مختلف بود، حضور داشت.

انتهای پیام


منبع :: http://khorasan.iqna.ir



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • بانک پاسارگاد